سلام بروبچ!
میدونم سیستم خرابه ولی تا بلاگ اسکای درستش کنه من سرم با کد زدن(برنامه نویسی سی پلاس پلاس)گرمه!
اومدم تولد پسرعموم که واقعا دوسش دارم رو تبریک بگم!
20سالش شد!
امروز چون یادم رفت اس بدم اینجا بهش گفتم!
و ک ا جون عاشقتم!(اسمش وکا نیست!!)
همین دیگه ایشالا این وب منم درست شه وگرنه مجبورم یکی تو میهن بلاگ درست کنم!!
فعلا!
من الان سلام نمیکنم چون کسی که نمیاد وبم!
امروز تولد ماریوهه.همون طور که دیروز گفته بودم
امروز با خودم گفتم:اگه الان ماریو خوشحاله چرا ما براش خوشحال نباشیم؟
بنابراین امروز تا می تونم سعی میکنم بخندم و شاد باشم
اینم از ماریو
اه!-- به این بلاگ ---!(حالا میان وبم رو تعطیل میکنن!)روز تولد ماریو هنگیده لامصب!(باز گفت لام از چپ!!!)
پس...
برین تو این آدرس:
28 سالش شد.
بچه ها شرمنده!راستی ماه رمضان هم مبارک!ایشالا روزه هاتون ثواب داشته باشه!
+امروز تولد دختردایی ام هم هست.ایشالا موفق باشه!
ماریو رفت
فردا تولدشه
راستی من گدا نیستم و به نظرای شما نیاز ندارم
ماریو دوست دارم بیشتر از خودم
میدونم امسال سال سختی برات بود
اول از اینکه از سیلویا بعد از 9 سال جدا شدی
ولی ایشالا با کارینا(با اینک ازش حالم بهم می خوره!)خوشبخت شی
بعد هم اینکه از بایرن گداشتی و رفتی
ماریو دوست دارم
واقعا...
من تو کلاس بخاط گریه نکردنم معروفم
ولی سر 3 چیز تازگیا گریه کردم
1-باخت بایرن وآلمان(طبیعیه)
2-عروسی روبرت
3-رفتن ماریو
هنوزم داغونم
خودم فردا چون که تولدشه میام و عکس های بیشتری میزارم
مثل همیشه که من بی خبرم(البته خبر زیاده ولی تاریخ مصرف گذشته!)و اینکه شما اصلا اهل نظر دادن نیستینگفتم شعری از فروغ فرخ زاد بزارم.ایشالا خوشتون بیاد
راستی یه چیزی تولد ماریو گوتزه 3 ژوئن هستش و فرداش تولده لوکاس پودولسکی.ولی امسال چون بلاگ اکای دقیقا روز تولد لوکاس داشت بروزرسانی میشد(البته بروزرسانی که چه عرض کنم پس روز رسانی!!)من تولد این دوتا رو تو یه روز گرفتم.
راستی لطفا کد لوگوهاتون رو دوباره بدین.و اگر هم زحمتی نیست آدرس یه وب آیکون ساز مجانی و شیلتر نشده رو هم بدین!حالا شعر رو بخون از دهن نیوفته!
می بندم این دو چشم پر آتش را
تا ننگرد درون دو چشمانش
تا داغ پر تپش نشود قلبم
از شعله ی نگاه پریشانش
می بندم این دو چشم پر آتش را
تا بگذرم ز وادی رسوایی
تا قلب خامش نکشد فریاد
رو می کنم به خلوت و تنهایی
ای رهروان خسته چه می جویید
در این غروب سرد ز احوالش
او شعله ی رمیده ی خورشید است
بیهوده می دوید به دنبالش
او غنچه ی شکفته ی مهتاب ست
باید که موج نور بیفشاند
بر سبزه زار شب زده چشمی
کاو را به خوابگاه گنه خواند
باید که عطر بوسه خاموشش
با ناله های شوق بیامیزد
در گیسوان آن زن افسونگر
دیوانه وار عشق و هوس ریزد
باید شراب بوسه بیاشامد
از ساغر لبان فریبایی
مستانه سر گذارد و آرامد
بر تکیه گاه سینه ی زیبایی
ای آرزوی تشنه به گرد او
بیهوده تار عمر چه می بندی؟
روزی رسد که خسته و وامانده
بر این تلاش بیهده می خندی
آتش زنم به خرمن امیدت
با شعله های حسرت و ناکامی
ای قلب فتنه جوی گنه کرده
شاید دمی زفتنه بیارامی
می بندمت به بند گران غم
به سوی او دگر نکنی پرواز
ای مرغ دل که خسته و بینایی
دومساز باش با دم او.دمساز
+راستی بچه ها من کارم از سال تحصیلی خیلی بیشتر شده و باید بیشتر درس بخونم.راستی اگه نظرا از 5 تا بیشتر شه میام و آپ می کنم.